سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
333
تاريخ ايران ( فارسى )
بود كه سيادت آسيا از آن كسى خواهد بود كه گره ارابهء گرديوس « 1 » اولين پادشاه زمين را بازنمايد او را به كلى ربوده بود . امثال اين گونه خيالات كه در دماغ وى مؤثر بود ويرا به طرف گرديوم جلب كرد و بند مزبور را قطع نمود . پس از اندكى هوا بهم خورد و آسمان امضاء و قبولى خود را هم با رعد و برق به معرض ظهور و بروز رسانيد ( يعنى صداى رعد و برق بلند شد . ) فوت ممنن 333 قبل از ميلاد در اين بين ممنن كه در تعقيب نقشهء خود كه جنگ را بمقدونيه ببرد و ميدان محاربه را در آن حدود تشكيل دهد چيوس « 2 » را تصرف كرده و سپس توجه خود را به سمت ميتيلن « 3 » معطوف داشت . در اين اثنا كه مشغول عمليات بود مريض شده و در همان مرض از دنيا برفت . اين حادثه واقعا بآمال شاهنشاهى ايران لطمهء خيلى بزرگى وارد ساخت . پس از فوت او يكدسته قشون پارسى به سيكلادس « 4 » فرستاده شد ، ولى شكست خورد و اين همان بواسطهء نبودن كمكى از طرف دولت ايران بوده است كه در 332 قبل از ميلاد در اسپارت علم طغيان برافراشته شده ابدا نتوانستند كارى از پيش ببرند ولى در سال 330 قبل از ميلاد انتيپاتر نائب السلطنه در ميگالوپولى طغيان مزبور را فرونشاند . جنگ ايسوس - نوامبر 333 قبل از ميلاد مرحلهء دوم جنگ اسكندر از وقتى شروع مىشود كه از گرديوم براى مصاف دادن با شاهنشاه حركت مىكند . آرى تا اينجا شمشيرهائى كه از روى آنها گذشته تمام آن متعلق بساتراپها ( ولات ) و دور از مركز بوده است . اينك كه دارد پيش ميرود و به خوبى ميداند كه بايد با قواى متحدهء ايران مقابل شود عبورش از طريق كاپادوكيه بوده است . در تمام راه هيچگونه اتفاقى هم نيفتاد . ولى پس از يك حركت تندى وقتى كه بدربندهاى مشهور رسيد مانند كوروش كوچك ديد كه آنها را محكم گرفتهاند . اسكندر مهيا شد كه شب بمستحفظين كه استحكام آنها غيرقابل تسخير بود حمله ببرد بدين اميد كه از اينراه هراس و وحشتى در آنها توليد نمايد . اين اميديكه داشت صورت نگرفت . ليكن از اين حركت و اقدام بيش
--> ( 1 ) - Gordius . ( 2 ) - Chios . ( 3 ) - Mytilen . ( 4 ) - Cyclodis .